![]() |
![]() |
|
| شعرهای مهدی تقی نژاد |
|
برنمی گردم از این پنجره رؤیایی تا تبسم بوزد از لب آن دریایی صحن در صحن حرم اشک کبوتر جاری ست موج در موج تنیده ست به هم شیدایی چشم ها دوخته بر قامت گلدسته یار شور بر پا شده از این همه بی پروایی من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم عشق باریده بر این دل شده صحرایی خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی دست ها باز هم آهنگ شکفتن دارند باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 22:36 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
کوفه بوی تو را دارد و تو بوی کوفه نداری چه قامت بلندی داری وقتی بوف های کور آفتاب را نمی بینند و خدا را برای خواب های شیرین وخانه های مجلل خرج می کنند خدا را می بازند و در تاریکی آواز می خوانند تنها نخل ها به یمن نفست سبز ایستاده اند و چاه که ماه در آن جریان دارد از پاره های آهت خوشبخت می شود کوفه مغیلان است درد است و تاریخ زخم های مکرر شب های کوفه هنوز سنگینند با شبحی سیاه پوش که در کوچه راه می رود تو غزل می خوانی _ فزت و رب الکعبه _ و ما می سراییم آه! دنیا بی تو کوفه ی بزرگ است! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 21:41 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
از تو همه در غوغا یا حضرت مولانا ای روح اهورایی هم شاهی و هم ماهی تو قبله نمای ما یا حضرت مولانا در آیه چشمانت من غرقم و می خوانم یک سوره بی همتا یا حضرت مولانا برخیز سماعی کن شوری ده نوایی کن بشکن سرودست و پا یا حضرت مولانا در ملک خدایی تو اینجا و کجایی تو یک لحظه بیا اینجا یا حضرت مولانا در باغچه جانم می کارمت ای رعنا سرمستم از این معنا یا حضرت مولانا قونیه 1/1/1377 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 20:53 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گلبن تخلص حاج محمد کاظم(1270 ق) شاعر همشهری و سلیم النفس و از معدود شاعران خوب کازرون است که مجموعه اشعاری از ایشان به جا مانده و مقبره شان نیز مشخصاَ در کازرون است اما بدون بنا و سنگ مزار.
|
| پیوندهای روزانه |
|
گلبانگ (مهدي تقي نژاد) فرهنگ نوشت (مهدي تقي نژاد) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|