![]() |
![]() |
|
| شعرهای مهدی تقی نژاد |
|
بر دوش تو امانت آن آفتاب بود سنگینی سترگ ترین انقلاب بود ای از تبار و صولت مردان بی نشان با تو نشان تاول و رنج و عتاب بود در ازدحام آتش و شمشیر و نیزه ها آنجا که درد و دلهره و اضطراب بود ای نام تو طلیعه آرامشی عجیب خشم تو یک صلابت بی التهاب بود آن هیبت خمیده آتش گرفته ات تصویر داغ دیده بانوی آب بود آن نی که با تلاوت خورشید جان گرفت در چنگ شام تار برایت رباب بود راه تو تا همیشه تاریخ زنده است راهی که برگزیده ترین انتخاب بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 21:57 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
او با تمام آینه هایش طلوع کرد وقتی که عشق پیش دو پایش خضوع کرد اینجا میان دشت نمازی فراهم است اینجا به پای آب فراتی رکوع کرد باید کنار قامت این نخل های سبز مردانه ایستاد و به غایت خشوع کرد بزمی فراهم است بیا همرکاب شو عشقی مقدر است که باید شروع کرد ای عشق های ساده مرا هم رها کنید وقت است تا به یک دل خونین رجوع کرد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 21:48 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
باز یک شاخه گل یاس شکست باز یک دانه الماس شکست باز دریای عطش در یک مشک باز آیینه احساس شکست مشک بود و لب و دندان و عطش عشق سر زد تب وسواس شکست آن طرف گوشه آن خیمه کسی همصدا با دل عباس شکست 1374 |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 22:50 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
نام تو بر کتیبه پیکار مانده است در لابلای این همه نیزار مانده است اینجا تمام پنجره ها با حضور تو فریاد می زنند که سردار مانده است از آن طرف تلاطم یک مشت بوف کور در ازدحام نکبت و ادبار مانده است اینجا چه حکمتی ست که این مشک تشنه نیز در انتظار یک لب تب دار مانده است نام تو در تمامی تاریخ روزگار اسطوره همیشه علمدار مانده است آنجا سری به روی دلی آب می شود آرام باش لحظه دیدار مانده است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 11:14 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گلبن تخلص حاج محمد کاظم(1270 ق) شاعر همشهری و سلیم النفس و از معدود شاعران خوب کازرون است که مجموعه اشعاری از ایشان به جا مانده و مقبره شان نیز مشخصاَ در کازرون است اما بدون بنا و سنگ مزار.
|
| پیوندهای روزانه |
|
گلبانگ (مهدي تقي نژاد) فرهنگ نوشت (مهدي تقي نژاد) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|